ميرزا حسن حسينى فسايى

268

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

مردى بزرگ ، مال‌اندوز و ستم‌سوز بود و مالى « 1 » استوار داشت و بعد از اطلاع بر امورات كليه و جزئيه مملكت فارس ، كلچه را كه نايب ديوان اتابك ابش خاتون بود گرفته ، حبس نموده « 2 » ، غلامان اتابك و مردمان شهرى براى خلاصى كلچه بر گرد خانه انكيانو « 3 » ازدحام كرده ، كلچه را مطالبه مىنمودند و امير انكيانو ، خوابيدن اين فتنه را در انداختن سر كلچه دانست ، سر او را بريده ، از پشت بام در ميان ازدحام انداخته و مردم را متفرق داشت « 4 » و اتابك ابش خاتون كه خود را به ارث و استحقاق مالك زمام فارس مىدانست ، از امير انكيانو مؤاخذه نمود ، انكيانو فرمان شاهى را به مهر ايلخان اباقا خان در كشتن كلچه اظهار داشت ، اتابك آبش خاتون ساكت و ساكن گشت « 5 » . پس خاطر جمعى از اعيان فارس ، از سخت‌گيرى انكيانو ، رنجيده ، شكايت او را به حضرت ايلخان اباقا خان بردند و از مصدر سلطنت فرمان احضار امير انكيانو صادر شده ، انكيانو در پايتخت حاضر گرديد و فارسيان او را ملزم داشته ، معزولش نمودند پس امير سوغونجاق نوئين براى نسق ممالك فارس و تأكيد قواعد رعيت‌پرورى در سال 670 با فر جمشيد و شوكت كيقباد وارد دار الملك شيراز گرديد « 6 » و مراسم رعيت‌دارى و لشكركشى را احيا نمود و بلوكات فارس را بر عمال كاردان به مقاطعه سپرد و سيد عماد الدين ابو يعلى « 7 » كه در شجاعت پيرو حيدر كرار و در شيوهء كرم حاتم روزگار بود چندين بلوك را متقبل گرديد و باسقاقى « 8 » دار الملك شيراز را به محمد بيك داد « 9 » . در سال 671 : محمود نام « 10 » از جزيره هرمز لشكرى بر جهازات نشانيد و بغتة بر جزيره كيش حمله آورده [ آن را ] مسخر نمود و امير سوغونجاق احكام به بحرين و خورسيف و تمامت سواحل درياى فارس فرستاد و كشتيهاى آنها را خواسته كه همه در بندر خورسيف آماده باشند ، پس لشكر فارس و سپاه مغول از بندر خورسيف بر كشتيها سوار شده ، روانه كيش شدند و محمود هرمزى « 11 » با كشتيهاى جنگى خود آنها را استقبال كرده ، جنگ درپيوست و در بين چند جهاز از لشكر فارس با شادى بيتكچى يعنى نويسنده و شمس الدين محمد بن علىلر كه نايب خاص اتابك آبش خاتون بود غرق درياى فنا شدند « 12 » و چون سوغونجاق از ساحل دريا ، اين قضيه هايله را ديد بر تل بلندى رفت و كلاه را از سر انداخت و تضرع نمود و از ايزد پاينده ،

--> ( 1 ) . در متن : ( مانى ) . ( 2 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 113 . ( 3 ) . در متن : ( انكياتو ) . ( 4 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 113 . ( 5 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 113 . ( 6 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 113 . ( 7 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 114 . ( 8 ) . شحنگى . ( 9 ) . وصاف مىنويسد : شحنگى دار الملك بر محمد بيك و تونياق و بولوغان قرار گرفت . ( ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 114 ) . ( 10 ) . وصاف مىنويسد : محمود پيشواى قلهات ( جزيره‌اى است ) بود . ( ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 114 . ( 11 ) . محمود هرمزى همان محمود پيشواى قلهات است . ( 12 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 114 .